شرح حال
با سلام خدمت همه دوستان
مدتی بود که نتوانستم حضور فعالی در نوشتن مقاله داشته باشم.
بطور ناگهانی در بیمارستان بستری شدم . من و همسرم حدود ۷ ماهی
بود انتظار آمدن ۳ قلوها را داشتیم ولی خواست خدا و یا تقدیر این بود که
۲ تا از بچه ها بعد از بدنیا آمدن که با عمل سزارین انجام شد، فوت کردند و
الان دختر کوچولوی ما مانا ، نیز در بخش مراقبت های ویژه نوزادان بسر
می برد. روزهای سختی را گذراندیم ولی دیدن دخترم به ما زندگی دوباره و
امید دوباره می دهد وشاید بهتر شدن روزبروز مانا موجب شد که الان بنویسم.
می دانم دوباره خواهم نوشت .
بهرحال وب لاگ من مربوط به نوشتن مقالات علمی است نه خاطره یا شرح حال
زندگیم.
ولی باید می نوشتم. شاید برای آرامش خودم.
مدتی بود که نتوانستم حضور فعالی در نوشتن مقاله داشته باشم.
بطور ناگهانی در بیمارستان بستری شدم . من و همسرم حدود ۷ ماهی
بود انتظار آمدن ۳ قلوها را داشتیم ولی خواست خدا و یا تقدیر این بود که
۲ تا از بچه ها بعد از بدنیا آمدن که با عمل سزارین انجام شد، فوت کردند و
الان دختر کوچولوی ما مانا ، نیز در بخش مراقبت های ویژه نوزادان بسر
می برد. روزهای سختی را گذراندیم ولی دیدن دخترم به ما زندگی دوباره و
امید دوباره می دهد وشاید بهتر شدن روزبروز مانا موجب شد که الان بنویسم.
می دانم دوباره خواهم نوشت .
بهرحال وب لاگ من مربوط به نوشتن مقالات علمی است نه خاطره یا شرح حال
زندگیم.
ولی باید می نوشتم. شاید برای آرامش خودم.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۷ ساعت 1:4 توسط شیرین رئیسی دهکردی